تبليغاتX
پياده رو
پياده رو
در این قدمگاه سکوت "تا اطلاع ثانوی" ممنوع است

نام خمینی ، کلام خمینی و آرمان خمینی ، همه چیز من و امثال من بوده ، هست وخواهد بود .

آیا  عاشق  به معشوقش توهین می کند؟

شعارهای 16آذر حرف ما نبود . باور کنید!از اول هم نبود ...

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط سلمان

سال گذشته ، در همین وقتها که کار " ماهنامه ثامن " را انجام می دادم ، مقاله ای را آماده کرده بودم ( به شکل یک پرونده ) در مورد میرزا کوچک جنگلی و حرکتش . به خاطر محدودیت صفحه و همچنین احتمال پس زدن مخاطب ، امکان چاپ آن در ثامن فراهم شد و به قولی این کار ماند روی دستم . تبرکا به خاطر این روز ، " بخش هایی " از آن را خدمتتان تقدیم می کنم . قسمت هایی که به آسیب شناسی نهضت جنگل اختصاص دارد . فکر کنم دوستان آشنا با حرکت میرزا ، با فراز هایی از این نوشته مخالف باشند . اما اینها تنها نظر شخص من است در مورد نهضت جنگل . شاید من اشتباه می کنم .

به هر حال هر چه هست ، پیش روی شماست :

 

* معمولا آنچه در چنین مناسبت هایی کلیشه وار از تریبون ها تکرار می شود ، بیان زندگی نامه و حداکثر سرگذشتی داستان وار از شخص یا حرکتش است . اما برای درک بهتر و دقیق تر ابعاد او و یا کارش باید پارامترهای مثبت و منفی آن را در کنار هم گفت و سپس در مقام نتیجه گیری بر آمد .

میرزا کوچک جنگلی حدود 90سال پیش اقدام به فعالیت هایی علیه استعمار خارجی و استبداد داخلی نمود و در این راه بسیار ثابت قدم ماند و در نهایت به شهادت رسید . سرگذشت و زندگی میرزا را بارها شنیده و خوانده ایم . اما نکته ای که همواره از آن غافل بوده ایم ، آسیب شناسی نهضت اوست که ـ چه بخواهیم و چه نخواهیم ـ به " شکست "انجامید . متاسفانه مورخان و تحلیل گران ـ بخصوص بعد از انقلاب ـ تنها و تنها به مداحی اصل حرکت میرزا (که الحق مقدس هم بود) پرداختند . ولی "جرات " این نبود که عالمانه بنشینند و این جریان را نقد کنند . به همین خاطر است که از این " تجربه بزرگ " هیچوقت آنطور که باید بهره نبردیم .

* شخصیت میرزا به خصوص در گیلان ، یک شخصیت کاریزماتیک است . اصلا خیلی ها گیلان را با نام میرزا به خاطر می آورند . حتی این شخصیت کاریزماتیک گهگاه اسطوره معرفی می شود . این اصلا درست نیست . یکی از خصوصیت های اسطوره ها ، پیچیدگی کاراکتر آنهاست . اما شخصیت میرزا اصلا پیچیدگی ندارد و خیلی هم خاص و ویژه نیست . میرزا از یک طرف مدتها در جنگل برای مقابله با استعمار و استبداد لانه می کند و از طرف دیگر ، در زمان اعلام جمهوری در رشت ، به یک سفارتخانه ی خارجی نامه تشکر آمیز می نویسد که این با مشی یک مبارز فرسنگ ها فاصله دارد . اینکه چرا نهضت میرزا و شخص او ( با توجه به نبود آن پیچیدگی ) تبدیل به یک کاریزمای ماندگار شده ، ساده ترین جوابی را که می توان برای این سوال دست و پا کرد این است که " در زمان میرزا " حرکتی مشابه نهضت او وجود نداشته . متاسفانه تعصبات منطقه ای هم سبب شده که تعریف دقیقی از این کاراکتر صورت نگیرد و به همین شکل تحلیل ها هم " دم دستی " شوند . فکر می کنم تعصبات مهمترین عامل باشد در نشناخته ماندن این شخصیت نچندان پیچیده .

* نکته بسیار با اهمیت ، نتیجه ایست که از حرکت میرزا حاصل شد . او قیامی را آغاز کرد . عده ای را به دور خود جمع کرد و مدتی با دشمنان جنگید و کم کم دچار ریزش نیرو شد. تنها شد و سرانجام در " تنهایی" از دنیا رفت و تمام داشته هایی را که در این مدت چند ساله بدست آورده بود ، از دست داد .

دقت کنید!میرزا "عده ای " را به دور خود جمع کرد . بعد از مدتی این عده به " جمعی " بدل شدند و سرانجام تنها شد . لقب دادن این حرکت به نام " جنبش بزرگ " یک اشتباه اساسی ست . حرکت میرزا همه گیر نبود . این واقعیتی ست که همیشه با لفاظی ها نادیده گرفته می شود . من با این فهم ناقصم ، هر چه سبک سنگین می کنم ، نمی توانم نهضت میرزا را در حد یک جنبش همه گیر تصور کنم . حرکت میرزا ـ از نظر من ـ بیشتر شبیه یک شورش بود . شورش بخشی از از یک منطقه برای رسیدن به هدفی . همین! و حرکت شورشی و آنارشیسمی نهایتش مشخص است . رشد این جنس نهضت ها مانند پرکردن یک بادکنک است و تهش چه بخواهیم و چه نخواهیم ترکیدن آن است .

* نکته ی مهم دیگری که در برابر حرکت میرزا علامت سوال می گذارد ، عقبه فکری او و اطرافیانش است . مشخص است که برای حرکت میرزا نمی توان چندان تئوری های پیچیده را متصور شد . مهمترین عامل جنبش او ، همانیست که بارها کلیشه وار گفته شده . بحث ملیت و غیرت و امثال اینها . گرچه همین پارامترها هم می تواند قیامی را بپا کند اما وقتی سرشاخه های این جنبش ، تئوری پردازان بزرگی نیستند ، نمی توان انتظار کار بزرگی را داشت . این را مقایسه کنید با قیامی که توسط امام از سال 42 آغاز شد . قیامی که پشتوانه اش نیروهای روشنفکر و عالم و رهبرش شخصیت بزرگی مثل امام خمینی بود .

قیام میرزا فاقد تئوری های لازم برای همه گیر شدن بود .

* یکی از اشتباهات بزرگی که ما(گهگاه حتی خود من ) در مورد افراد و رفتارهایشان انجام می دهیم ، توجه ویژه فقط و فقط به کاریزمای آنهاست . کاریزمایی که به خاطر نبود مدل مشابه ، حتی اگر ویژه هم نباشد ، خاص نمایانده می شود . این ما را در تحلیل ها دچار اشکال و اشتباه می کند . در مورد نهضت جنگل هم توجه خاص تنها بر شخصیت کاریزماتیک میرزا کوچک همه را ، حتی آنانی را که به اصطلاح اهل تحقیق و پژوهشند ، متاسفانه به بیراهه می کشاند .
ارسال در تاريخ شنبه چهاردهم آذر 1388 توسط سلمان
قالب وبلاگ